











هنر و فن ؛ جان کیج ؛ الکترونیک و بهبود جهان
"طراحی شهری بی فایده است . آنچه نیاز است طراحی جهانی است که باعث شود کره زمین دیگر همچون هشت پا ، پای خود را لگد نکند...." جان کیج.
به عقیده جان کیج ( John Cage ) ، روش بهبود بخشیدن به جهان همانند روش خلق هنر است. از آنجا که او هم هنرمند است و هم منتقد فرهنگی ؛ به تکنولوژی از دیدگاه روح همکاری ثمر بخش می نگرد. فن با هنر در تضاد نیست و یوتوپیا از مدارهای کامپیوتری سرچشمه می گیرد.
این نگرشی است نامتعارف . همانطور که دیوید مادن متذکر شده است ؛ مهمترین آثار ادبی آمریکا ، ماشین را خطری برای فرهنگ می داند . همانطور که در آثار لوییس مامفورد نیز دیده می شود ، هنر و فن را بطور سنتی ، مخالف و خصم یکدیگر می پنداشته اند. ولی کیج رابطه ای عاشقانه با تکنولوژی دارد. برای فهمیدن احساسات و علاقه او که متأثر از فلسفه ذن است ؛ در آغاز بحث، عقاید او را در مقابل عقاید مامفورد درباره هنر و فن قرار می دهیم.
به نظر لویس مامفورد ، ( Lewis Mumford ) هنر به بیان احوال درونی انسان و استحکام بخشیدن به پیوند های اجتماعی می پردازد .هنر ، بیان عشق است و فن تجسم قدرت ، هنر ذهنی است ؛ اما فن ، عینی و هنر انداموار است.

نظر مامفورد درباره تضاد بین هنر و تکنولوژی در عصر مدرن ماشین ، نظری آشنا است . واژه های " مدرن " و " ماشین " برحسب اتفاق و از روی بی دقتی انتخاب نشده اند . مامفورد ، در هنر و فن ، تحول تکنولوژی مدرن را " ماشینی شدن " می داند. معیار عمده او تکنولوژی انقلاب صنعتی است ؛ یعنی آنچه بعداً عصر ماشین خوانده شد. گفته می شود که تکنولوژی صنعتی بر قدرت مکانیکی استوار است و تکنولوژی مابعد صنعتی بر اطلاعات.تکنولوژی صنعتی در قالب ماشین هایی که جایگزین نیروی حیوانی و قدرت عضلانی می شوند ؛ جلوه می کند و تکنولوژی مابعد صنعتی در قالب ماشین هایی که سلسله اعصاب یا مغز را بسط می دهند.
هانس یونس ، فیلسوف تکنولوژی با تمایز گذاری میان تکنولوژی های مکانیکی و الکتریکی – الکترونیکی می نویسد:
" همانطور که مکانیک اولین شکل ظهور علم طبیعی بود ؛ می توان اولین مرحله تکنولوژی را که انقلاب صنعتی به همراه آورد را مرحله مکانیکی نامید. محصول آن ماشین هایی بودند که از قطعات سخت ساخته شده بودند و از راه مکانیک انبساط حجم در اثر حرارت نیرو می گرفتند ؛ در نتیجه این مرحله با مواد جامد و نیروهای شناخته شده سروکار داشت و بر اساس اصول شناخته شده دینامیکی در مکانیک کلاسیک عمل می کرد. کاربرد عمده ماشین ها در تولید و نقل و انتقال کالاها بود."
به عقیده هانس یونس ، کالاهایی که با تکنولوژی مکانیکی تولید می شد و نیازهایی که این کالاها برآورده می کرد ؛ اساساً " طبیعی " بود.در مقابل ؛ تکنولوژی های الکتریکی – الکترونیکی مرحله ای حقیقتاً جدید را در انقلاب علمی – تکنولوژیکی مشخص می کنند ؛ زیرا که آنها به درجه مصنوعی بودن محیط زیست انسان افزایشی گسترده داده و از این رهگذر نیازهایی جدید و غیر طبیعی بوجود آورده اند. یونس علاوه بر این ، توجه ما را به تأثیر فراوان تکنولوژی های الکتریکی – الکترونیکی بر قدرت تخیل انسان معطوف می سازد.
اگرچه مامفورد معتقد است که تکنولوژی مکانیکی ، انسان را از خود دور می کند و هنر نیز مخالف فن است ؛ اما در سالهای اخیر شاهد ظهور جنبش قدرتمند هنر و تکنولوژی بوده ایم که مفاهیم مامفورد درباره هنر و فن و نقش آن در دستیابی به زندگی خوب را به چالش کشیده است ؛ جنبشی که جان کیج از نمایندگان برجسته آن بود.
در سالهای اخیر هنر ، تغییرهای تکنولوژی را بررسی کرده و تغییرهای مشابهی در خود به وجود آورده است . در بسیاری از موارد ، ارائه و ایجاد نظام ها جایگزین نشانه های ماشینی شده اند . ما به غیر مادی و گذرا شدن کار هنر ی بر می خوریم ؛ یعنی تأکید بر اینکه آرای هنری باید مانند اطلاعات به گردش در آید و کار هنری چیزی نیست که فقط هنر شناسان و متخصصان با ذوق و سلیقه آنرا دریابند. روحیه ای مبتنی بر مشارکت آشکار و نه مخالف بین هنرمندان و مهندسان فن در حال رشد است. برای مثال در سال 1966 ، مهندس بیلی کلوور و جان کیج و رابرت راشنبرگ برنامه ای اجرا کردند که عنوان آن چنین بود : " نُه شب ؛ تأتر و مهندسی ". در سال 1970 موزه یهودی در نیویورک نمایشی را به نام " نرم افزار بر اساس تکنولوژی کامپیوتری " به روی صحنه آورد . در این دوره ، جاه طلبانه ترین طرح ، کوشش پنج ساله ماریس تاکمن بود که برای نمایشگاه " هنر و تکنولوژی " در موزه لوس آنجلس کانتی ، بیست و دو هنر مند را به خلق آثار هنری با کمک شرکتها دعوت کرد.
جنبش هنر و تکنولوژی ، نظر مامفورد را در اینباره که هنر بیانگر شخصیت است و تنها در زندگی معنوی به کاوش می پردازد رد می کند. در حقیقت ، کیج معتقد است که تحمیل نفس بر جهان بخشی از مسئله است و نه بخشی از راه حل. در حالی که مامفورد سرکوب انسان را به دست ماشین نامطلوب می شمارد ؛ کیج فنون الکتریسیته را بعنوان نیرویی آزادی بخش می پذیرد و نظامی غیر شخصی برا ی خلق هنر می گزیند. کیج مدعی است که فن به سوی امر ارگانیک گرایش دارد و هنر به سوی امر مکانیک ؛ فن به سوی معنویات سوق می یابد و هنر به سوی عینیات .
تکنولوژی طبق فرهنگ لغات وبستر ( چاپ هفتم ) : ابزاری تکنیکی است برای رسیدن به اهداف عملی " تعاریف جدیدتر از تکنولوژی به روشنی به این امر اشاره می کند که نباید تکنولوژی را محدود کرد و آنرا با ماشین ها و ابزار یکی دانست. همانطور که برنارد گندرن می نویسد : " تکنولوژی به هر دانش عملی نظام یافته ای اطلاق می شود که بر تجربه و یا نظریه علمی مبتنی باشد و توان جامعه را در تولید کالا ها و خدمات افزایش دهد ودر قالب مهارت های تولیدی و سازمان ها یا ماشین آلات تجسم یابد " .
گرچه آرای کیج درباره تکنولوژی از مکتب ذن تأثیر پذیرفته و به آرای اصحاب آن شبیه است ؛ در عین حال عملی و عرفانی است. به عقیده او ، تکنولوژی می تواند ما را یاری دهد که چشم ها و گوش هایمان را به روی زندگی باز کنیم . یعنی به روی رمز و رازی که هر ساعت و هر روز با آن مواجه می گردیم.
کیج به تغییر سیستماتیک معتقد است نه به علیت تک خطی . برای فهم این مفهوم باید گوشهایمان را باز کنیم ؛ زیرا که " حس شنوایی ما نامتقارن است" . افزون بر این کیج با کمینیستر فولر هم عقیده است که باید برحسب نظام اقتصاد جهانی بیندیشیم و نه برحسب شهرها وملت ها ؛ زیرا که تکنولوژی ارتباطات کل کره زمین را در بر میگیرد.
تکنولوژی رهایی بخش : الکترونیک به مثابه ابزار و استعاره .بدین ترتیب ، کیج به لحاظ زیبایی شناسی ؛ مهار را تاحد زیادی رها می کند و جای آنرا به نظامی می دهد که خود او ابداع کرده است؛ نظامی که پیشتر به ماشین سازنده بی اعتنا توصیفش کردیم. این تشبیه حاکی از آن است که کیج ، هم در مقام ماشین کار و هم در مقام عارف ، تا چه اندازه به تکنولوژی به مثابه نیرویی نیکوکار اعتماد می کند.او در یادداشت های روزانه خود چنین می نویسد : " یگاه بخت انسان برای به دست آوردن نتیجه ای مطلوب از جهان ، در تکنولوژی نهفته است . تکنولوژی این امکان با ارزش را به ما می دهد که با زحمت کمتر حاصل بیشتری به دست آوریم و همه مردم را بدون استثنا از آن بهره مند سازیم" .
الگوی کیج برای فرهنگ سیاره ای یوتو پیایی که بر اساس فراوانی اطلاعات استوار است ؛ در سطح ساختاری ، فایده جهانی ( Global Utility ) است . کیج بر آن است که این فایده نوعی سازماندهی تقریباً نادیدنی دارد.بنابراین با وجودی که او پیرو نوعی جبرگرایی تکنولوژیک است ؛ اما اعتقاد ندارد که تکنولوژی از قید کنترل رها شده است.
یوتوپیای الکتریکی جیمز کری و جان کوویرک در مقاله طولانی و مستدلشان درباره " اسطوره های انقلاب الکترونیک " نشان می دهند که بلاغت Electrical Sublime ریشه های مقاومی در فرهنگ آمریکایی دارد که به اواسط قرن نوزدهم بر می گردد. ما نیز پی می بریم که عقاید کیج در ژانری جای می گیرد که الکتریسیته را به مثابه نیرویی جادویی تحسین می کند؛ دارویی که آرمان های آمریکایی یعنی فراوانی و دمکراسی و هماهنگی میان انسان و طبیعت و تکنولوژی را تحقق می بخشد. کری و کوویرک ، نشان می دهند که دستاوردهای اخیر در تاریخ آمریکا تمرکز و تضاد را به راستی افزایش داده است. آنها در پایان مقاله از روشنفکران درخواست می کنند که در ایمانشان به تکنولوژی تجدید نظر کنند. آنها می نویسند : " الکترونیک نه فرا رسیدن آخر الزمان است و نه نزول رحمت ؛ تکنولوژی ، تکنولوژی است . ابزاری است برای ارتباطات و حمل و نقل " .افزون بر این ، زوال فرهنگ فقط با پرورش و گسترش قلمرو های هنر و اخلاق و سیاست جبران پذیر است . لازمه این امر اقداماتی است که به جای سر پوش نهادن بر سمت و سوی انقلاب الکترونیک ، به آن جهت دهد. این امر به معنی استفاده از مهارهای فرهنگی و کیفی به جای ارائه تعریف های اساساً کمی از کیفیت های زندگی است. لازمه این امر آن است که نه جای ارائه تصویری ض و نقیص از تکنولوژی انسانی شده ، آنچه را که انسانی است از آنچه تکنولوژیکی است جدا سازیم.
اگرچه کیج شادمانه به تکنولوژی الکترونیک رهایی بخش ایمان دارد ؛ نمی توان وی را به هیچ وجه تکنوکرات خطاب کرد. همان طور که عده زیادی تصدیق می کنند ؛ آثار کیج بیش از اینکه به ما بگوید به چه بیاندیشیم ؛ روشی جدید برای اندیشیدن به ما می آموزد. چگونه جهان را بهبود بخشیم؟ کیج معتقد است که مهار عقلانی و آگاهانه فقط مشکلات را حادتر می کند. او با گرگوبی بیتسن هم عقیده است که نقش هنر در فرهنگ تکنولوژک تصحیح نگرش بیش از حد هدفدار ما به جهان و آگاهی است. هنر توجه ما را به نگرشی سیستمی درباره زندگی معطوف می کند . این امر بدین معنی است که حکمت هنر ؛ تواضع است ؛ یعنی آگاهی به این امر که انسان فقط جزئی از نظامی بزرگ تر است و یک جزء ، در نهایت نمی تواند کل نظام را کنترل کند.
پادزهر کیج برای مقابله با جبرگرایی/ استقلال تکنولوژی ، عدم قطعیت است . نبوغ او در آن است که الگویی برای نظامی ابداع کرده است که هم شخص آنرا به کار می اندازد و هم خود روست. روش کیج برای تألیف متن از رهگذر عملکرد احتمالات ، تلفیقی بی نظیر است از شرق و غرب ، از ذن و لذتی که در نظامی غیر شخصی حاصل عملکرد مکانیزمی وجود دارد.
هنر و فن تداخل می یابند . یکی دیگری را متعادل می سازد و هر دو باهم ، تفاوت و تنوع و کثرت را ترغیب می کنند. همانطور که کیج گفته است : " هنر ابزاری است برای تغییر دادن خود و آنچه تغییر می یابد ذهن است و ذهن در جهان است ".
پاورقی :
ولی نباید آرای مامفورد را بیش از حد ساده کنیم . اگر چه او با دو نظام ارزشی که در هنر و تکنولوژی تجسم یافته اند ؛ مخالف است اما معتقد نیست که آنها باید ضرورتاً در تضاد باشند . افزون بر این اگر چه مامفورد به دلایل نظری هنر و فن را از یکدیگر تفکیک می کند ؛ بعدها می پذیرد که " در تاریخ واقعی ؛ این تفکیک وجود ندارد. هنر و فن با یکدیگر پیوند دارند ؛ گاه بر یکدیگر تأثیر می گذارند و گاه ، همزمان بر تولید کننده یا استفاده کننده مؤثرند" . در آخر ، توصیه کیج نیز شبیه پند مامفورد است که سکوت اختیار کنیم و ایستادن و گوش فرا دادن را بیاموزیم:
" نو سازی زندگی ، نه سلطه بیشتر ماشین در اشکال همیشگی منجمد و اجباری آن ، موضوع عمده عصر ما است. اولین قدم برای هر یک از ما به دست گرفتن ابتکار عمل و بازسازی توانایی زیستن است. باید آنقدر خود را از زندگی روزمره جدا سازیم که تبدیل به انسان هایی شویم که به خود احترام می گزارند و خویشتن را اداره می کنند. بطور خلاصه ، باید امور را به دست خود گیریم. قبل از اینکه هنر در مقیاس وسیع بتواند انحراف های فن ناموزون را تصحیح کند ؛ باید خود را در حالتی قرار دهیم که هنر به مثابه آفریدن با بازآفرینی امکان پذیر گردد. "
مامفورد نیز از تأثیر تکنولوژی الکتریکی بر زندگی روزمره آگاه بود . پیشتر در مورد فن و تمدن دوره نئو تکنیک را که مربوط به الکتریسیته و ارتباطات توده است ؛ معرفی کرد. وی مدعی بود که " ظرافت از جمله ویژگی های ظهور عصر نئوتکنیک است" . و با شور و شوق متذکر شد که امروز با در دست داشتن ارتباطات الکترونیکی و با کمک دستگاه های مکانیکی ، در نقطه بازگشت به آن واکنش فرد به فردی هستیم که با آن آغاز گشت...:"
گرداورنده : مریم ثابت قدم اصفهان
منبع : ارغنون ؛ فرهنگ و تکنولوژی ( مجموعه مقالات)- تهران 1386
نوشته : Kathleen Woodward
ترجمه : محمد سیاه پوش
این مقاله گزیده ای از مقاله ای است به همین نام در مجله ارغنون که ترجمه ای است از :
Art and Technics : John Cage , Electronics and World Improvement in The Myths of Information
تاریخ آپلود : 29/11/2009
© Copyright 2009/ Animationdata.com & Partners











