





گفتگو ی سایت انیمیشن دیتا با استاد بهروز غریب پور - بخش اول
گزارشگر : مریم ثابت قدم اصفهان
طرح پرسش از : پژمان خلیلی - مهدی صنعت جو
حقوق این گزارش برای سایت انیمیشن دیتا محفوظ است

« حرکت و تلاش من ، معاصر سازی تعزیه بود تا با سینمای امروز و هنرهای نمایشی کنونی قدرت برابری داشته باشد. در غیر اینصورت ؛ تعزیه محکوم به فنا است و به یک سری خاطرات و مستندات آرشیوی در ذهن مردم بدل می گردد.می توانیم ادعا کنیم که در هیچ کشوری ؛ شیوه ای که ما بکار برده ایم ؛یعنی نمایش عروسکی نخی، انجام نمی شود.این حالت منحصر به فرد باید مورد توجه مسئولان فرهنگی قرار گیرد ؛ زیرا شیوه ای به نام " شیوه ایرانی " را پدید آورده است که حداقل در شرایطی که تصور بر این است که همه هنرها تنها از غرب اخذ شده و یا به جای قدرت بخشی به هنر ملی ، از قدرت آن کاسته می شود ؛ به خود ببالیم که اپرای عروسکی با چنین مبحثی دست به گریبان نیست . همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره داشته ام ؛ اگر این اثری بود که تنها به تکرار تجربیات غربی می پرداخت ؛ هرگز مورد توجه اروپائیان قرار نمی گرفت.همه اینها ؛ بیانگر این است که ثابت کنم نمایش عروسکی را دوست دارم و عاشق این دنیای عروسکی هستم و ذهنم مملو از عروسک هایی است که مایلم دیگران را نیز به میزبانی نشینم و بگویم بفرمایید؛ شما نیز یک جرعه از این هنر عروسکی بنوشید. » - استاد دکتر بهروز غریب پور
مهدی صنعت جو : مایل هستم بدانم نظر جناب استاد نسبت به استفاده از تکنولوژیهایی نظیر تکنولوژی دیجیتال و کامپیوتر در حوزه ای که تخصص دارند ( یعنی هنرهای نمایشی و خصوصاً نوع عروسکی آن ) چیست ؟ منظور من بطور خاص استفاده از تکنولوژی دیجیتال برای عروسک گردانی است. راههای زیادی برای این پیوند بین تکنولوژی دیجیتال و هنرهای نمایشی در نظرم می آید که از جمله آنها استفاده از تخصص عروسک گردان ها برای حرکت دادن عروسکهای مجازی ( مدلهای کامپیوتری )است ؛ چیزی تقریباً مشابه motion capture ولی با تکیه کامل بر دانسته ها و تجربیات عروسک گردان ها ؛ نوعی عروسک گردانی مدرن که مشکلات موجود این هنر را حل کند و قابلیتهای جدیدی به آن اضافه نماید ( فرضاً استفاده از نخ در حرکت دادن عروسکها دردسرساز است چرا که برای داشتن حرکات بیشتر تعداد نخها هم باید بیشتر باشد . اصولاً چنین استفاده ای از تکنولوژی دیجیتال را لازم می دانند ؟ آیا آنرا وسیله ای برای ارتباط بهتر با مخاطب می دانند ؟ آیا چنین استفاده ای از تکنولوژی دیجیتال می تواند مشکلی از مشکلات هنر حل کند ؟ یا اینکه صرفاً یک استفاده تجملی بحساب می آید ؟
استاد بهروز غریب پور : در ابتدا من یک توضیح فنی را خدمت شما ارائه میدهم. بد ترین اصطلاح برای " بازی دهندگی " بکار گیری واژه " عروسک گردانی " است. برخی فکر می کنند که من از روی تعصب چنین می گویم . اما با استدلال می گویم که در ایران و در فرهنگ نمایشی ما متأسفانه ؛ نمایش عروسکی و انیمیشن سینمایی هرگز جدی گرفته نشده اند. و وقتی شما بعنوان یک هنرمند به جای بکار گیری اصطلاح " ویولونیست " از واژه " ویولن زن " استفاده می کنید ؛ در حقیقت در امتداد آن فرهنگی قرار می گیرید که این نوع هنر را به حساب نمی آورد.در حقیقت ، بازی دهنده عروسک ،به یک شئ جان می بخشد و شئ در جریان نمایش و با تلفیق همه عناصر و در راستای اهداف کارگردان ، یک دگردیسی که همان جان بخشی به شئ به صورت یک موجود زنده است تحقق می یابد. و لذا اگر در برابر یک نمایش خوب عروسکی قرار بگیرید ؛ شما اصلاً تصور نخواهید کرد که آنان موجودات زنده ای نیستند. تاریخ هم نشان داده است که ما نیز عروسک های ماندگار در ذهن خود را زنده می پنداریم ؛ همانطور که " مبارک " و سایر عروسک های دیگر یک شئ نیستند. وقتی از واژه " بازی دهندگی " به جای " عروسک گردانی " استفاده می کنیم ؛ نگرش خود را تغییر می دهیم.

در پاسخ به مطلب مورد نظر شما باید بگویم که ما وارد دنیایی می شویم که سابقه دیرینه اش ما را متوجه این می سازد که نمایش عروسکی طی هزاران سال همدم و همراز بشر بوده است و برخلاف تصور برخی که زمانی که از نمایش عروسکی سنتی صحبت می کنیم ؛ می پندارند این نمایشات طی تاریخ ثابت باقی مانده و دچار تحولی نشده اند ؛ باید بگویم که اگر دچار این تحول نشده و همپای نیاز و تکنولوژی جامعه حرکت نمی کردند ؛ محکوم به فنا بودند. اما چنان به این مبحث می نگریم که گویی این هنر به ما ارث رسیده و اینگونه می پنداریم که این میراث باید به همان شکل سابق محفوظ بماند.
به هر حال ، بازی دهندگان نمایش عروسکی در دنیا ، پا به پای تمدن حرکت کرده اند . بطوری که همزمان با انقراض تمدن ، منقرض شده و همزمان با شکوفایی فرهنگ رشد کرده و سیر تکامل درونی و برونی را طی کرده اند. اما این افزودن و کاستن در دنیایی که هنر میراث تلقی می شود و نه در دنیای مدرن که هر کس امضای خود را پای اثر می گذارد ؛ به نظر تحول نایافته می رسد که گویی به صورت ثابت و دست نخورده طی چندین قرن به ما رسیده است.
این جواب نکته مورد نظر شما مبنی بر اینکه آیا از تکنیک دیجیتال و از علوم و فنون می توان در نمایش عروسکی بهره گرفت یا خیر است که اینچنین پاسخ" آری "مرا در پی دارد.هنگامی که شما در دنیای دیجیتال زندگی می کنید ؛ دلیل ندارد که تسلیم شوید و دلیلی هم ندارد که بهره ای از این فناوری دیجیتال نبرده و تعاملی را در کار خود ایجاد نکنید. مثالی خدمت شما می گویم ؛ در دوره قاجاریه ؛ نمایشگران عروسکی ابتدا با تشریفات فراوان از کالسکه به جهت وارد کردن شات های فیلم استفاده می کردند. زمانی که ماشین وارد ایران شد ؛ آنان ماشین را جایگزین کالسکه نمودند و نشان دادند که می خواهند مخاطب را به وجد آورده و مجذوب کنند و این را خاطر نشان سازند که آنان در همان جامعه ای زندگی می کنند که مردم و مخاطبانشان.
اما مسئله مورد بحث ، مهارت بکارگیری تکنولوژی است که آنقدر باید استادانه صورت بگیرد که شما بعنوان بیننده ، شهادت دهید که جز این ، راه دیگری نبوده است و این صرفاً به دلیل اینکه عصر ، عصر دیجیتال بوده ؛مورد استفاده شما قرار نگرفته است. بنابراین یک اثر به شما اینچنین تکلیف می کند که من نیازمند پدیده ای جدید برای بیان هستم تا آن بیان ، رساتر و نافذتر باشد و از این روست که شما از هر چیز بهره خواهید برد .
در دوره ای که برق نبود ؛ نمایشگران از مشعل و سپس از چراغ زنبوری ، فانوس و به مرور از پروژکتور و لامپ های عادی استفاده کردند. وقتی امروز در نمایش های عروسکی شما می توانید از پروژکتور های نوری فوق العاده مؤثر استفاده می کنند ؛ بی دانشی است که شما از آن بهره ای در کار خود نبرید. در جهان تکنولوژی نور ، برای نمایش عروسکی ، پروژکتورهای ویژه ای طراحی شده است. بنابراین داستان این است که اگر چه مبحث دیجیتال به نظر کمی غریبه می آید ؛ اما اگر نظری به کمی عقب تر بیافکنیم در می یابیم که متناسب با نمایش عروسکی ، اتفاقات علمی و فنی هم رخ داده است. بر فرض در تکنیک ماوراء بنفش ، تکنولوژی برق و نور پردازی این امکان را به شما می دهد که بازی دهنده شما دیده نشود و تنها عروسک شما رؤیت گردد. البته لازم به ذکر است که پنجاه سال از ابداع این تکنولوژی می گذرد و این نشان می دهد که نمایش دهنده عروسکی خلاق ، به تکنیک زمانه خود بی اعتناء نبوده و از آن استفاده صحیح برده است.

در مورد صدا برداری و فیلمبرداری دیجیتال وحتی نمایش عروسکی دیجیتال در دنیا اتفاقات بسیار زیادی رخ داده است. همین امروز که ما برای ضبط صدا به استودیو می رویم ؛ دیگر از نوع قدیمی ضبط استفاده نمی کنیم و استفاده ما کاربردی دیجیتالی است. دیجیتال به شما این امکان را می دهد که کاستی های خود را سهل تر رفع نمایید و در صورت داشتن مهارت ، میزان این مهارت را دوچندان سازید. و لذا این جواب بسیار روشن است که " بلی " می توان از تکنیک دیجیتال استفاده کرد.
چند سال پیش ، یکی از نمایشگران اسلواکی را به ایران دعوت کرده بودیم که اتفاقاً یک نمایش عروسکی دیجیتال را بروی صحنه بردند. کسانی که در جهان عروسکی حضور داشتند ؛ این ایراد را می گرفتند که ایشان جایگاهی درنمایش عروسکی ندارند . ولی من اعتقادی بر این باور نداشته و تنها دغدغه ام ، کسب موفقیت این اثر در ایران بود. وقت نمایش در تالار وحدت، از آنجا که همانند انیمیشن کامپیوتری این صحنه ها بر روی پرده می رفت ؛ همانند آن بود که عروسکی در دست دارد و حرکاتی را انجام داده و جملاتی را ابراز می کرد. من کنار او نشسته و با بکار بردن واژه های فارسی عامیانه ، باعث شدم تا صدای شادی و خنده بسیاری از افراد ، تا بیرون از تالار به گوش رسد. و اتفاقاً دوست اسلواکی من ابراز کرد که یکی از اجراهای موفق او در کشور ایران بوده است. و جالب آنکه مردم از یاد می برند که این ، یک شخصیت کامپوتری است و لذا با آن ارتباط فکری و روحی برقرار می کنند . در واقع نوع بازی شما در مقابل مخاطب ، نشان می دهد که می توانید یک موجود را زنده کرده و تأثیر گذار بر ذهن مخاطب باشید. زیرا اصل اجرای نمایش عروسکی به صورت زنده ؛ این بده بستان ایست که بین مخاطب و صحنه وجود دارد. هنگامی که شما به هر شیوه ای و به دلیل عدم مهارت یا عدم استفاده از تکنولوژی این پیوند را قطع می کنید ؛ مطمئناً دیگر ارتباط زنده ای برقرار نخواهید کرد.
از اینرو می خواهم تأکید نمایم که باید دید که شما چاقوی تیز را آیا دست کودکی می سپارید که به خود صدمه می زند یا به دست کسی که در واقع دانش بکارگیری از این چاقوی تیز را در اختیار دارد. این چاقوی تیز ، در یک سری موارد راهکار مناسبی است و در برخی موارد دیگر ، ممکن است شما را دچار خطا نماید. تکنولوژی در ابزار هنری و ارتباطی وجود دارد و متناسب با میزان تسلط شما ، دلیل بکارگیری این تکنیک در فضای مورد نظر خود است. همانند آن است که شما تابلوی مونا لیزا را اگر در یک فضای باز بارانی قرار دهید ؛ می بینید که هرچه هوا رو به سردی گراید ؛ تصویر مونا لیزا نیز محوتر خواهد شد. حال اگر همین تابلو را در فضایی با طرح نورپردازی مناسب و مجهز به نمایش بگذارید ؛ آنچنان که مخاطب احساس امنیت روحی و جسمی نماید ؛ مونالیزا به یک موجود زنده بدل می گردد. نمایش عروسکی نیز بدین گونه است . اینچنین یک نمایش عروسکی بسیار جذاب در بیرون این تالار را تصور کنید، بدون آنکه ذره ای از زیبایی آنرا درک کنید. پس تمام عناصر لازم و ملزوم باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا در آنسو " کارگردانی اثر " با مهارت انجام گیرد.
من در " اپرای عاشورا" صحنه ای را با استفاده از ویدئو پروژکتور به نمایش گذاشتم . در آثار قبلی خود نیز چنین تجربه ای داشتم ؛ حتی نمایشی دارم به نام "2342 روز بد" و " ایکارو" که سراسر نمایش ، تلفیقی است از تصویر سینمایی و بازیگر. لذا در نمایش اپرای عاشورا این تجربه را نیز بکار گرفتم و دریافتم که در نمایش عروسکی نیز این کار بخوبی قابل اجراء است.
در " اپرای مولوی " نیز می خواهم این تجربه را توسعه دهم. زیرا هر چه بر مهارت و قابلیت ما افزوده شود ؛ تأثیر آن به مراتب بیشتر خواهد بود.

پژمان خلیلی : جناب استاد آیا دلیل خاصی در انتخاب اپرا بعنوان یک قالب موسیقی در کارهایتان دارید؟
استاد بهروز غریب پور : بدون شک. باز هم در این رابطه تجربه بشری به ما می گوید که مخاطبانی بی شمار هستند که تلفیق تمام هنرها ( تجسمی ، دراماتیک ، موسیقی و غیره ) را دوست دارند.چینی ها ، ایرانی ها و بسیاری از تمدن های دیگر ، برخوردار از نمایش های موسیقیایی هستند؛ یعنی اپراهای خام . ایتالیایی ها برگرفته از دانش موسیقیایی و سنت شرقی ، سعی کرده اند تا این زبان را پرورده تر و کاراتر بروی صحنه ببرند. بزرگترین آهنگسازان غربی ، برای اپرا نوشته اند و ثابت کرده اند که اپرا صاحب دوستارانی است و بعنوان یک فرهنگ تلفیقی یعنی فرهنگ نمایشی و فرهنگ موسیقیایی تلقی می گردد. البته افراط هایی نیز در این زمینه صورت گرفت و به گمان خیلی از افراد ، نیازی به وجود یک داستان جذاب و حضور کارگردان نبود و تنها به وجود موسیقی و حضور خواننده خوب در صحنه اکتفا می کردند. اما طی زمان معلوم شد که هنر صحنه ای نیز ، همانند تئاتر نیازمند به طراح صحنه ، کارگردان خوب در کنار دو عامل قبلی یعنی موسیقی و خواننده خوب است.
پیشینه اپرا در ایران ، به دوره قاجاریه باز می گردد . به زمانی که از نمایش های قفقاز ، اپراتور یا اپراهایی به ایران راه می یافتند. میرزاده عشقی بعنوان یکی از افرادی مطرح می شود که به قول خود ؛ اولین تجارب را در نمایش آهنگین کسب کرد .تا قبل از انقلاب ، در تالار رودکی نیز صحنه های ویژه ای از اپرا اجراء می شد ؛ اما پس از انقلاب با این تصور که اپرا ، هنری غربی است ؛ این هنر بایگانی شد و البته این یک ضایعه بود.
زمانی که به من پیشنهاد شد که اپرای عروسکی رستم و سهراب را به طور زنده کارگردانی کنم ؛ تصوری داشتم مبنی بر آنکه در این راه به این زودی ها تداومی حاصل نخواهد شد. فکر می کردم امکان به ثمر بردن آن نیست و اگر هم باشد ؛ فوق العاده هزینه بر است و این آرزوی من مبنی بر احیای اپرا در ایران میسر نخواهد شد. بنابراین پیشنهاد کردم که به شیوه سالزبورگ ( یکی از شهرهای فرهنگی اطریش ) به صورت اپرای عروسکی بروی صحنه برویم.
تجربه نشان داد که راهی که من انتخاب کردم ؛ راه بسیار درستی بوده است. هم در معرفی توانمندی اپرا ، و هم در آشنا ساختن مخاطبین و هم در به سفر بردن این اثر به شهرها و کشورهای دیگر و البته نشان داد که راه اپرا باز شده است. باز در همین رابطه ، عده ای بودند که نقل می کردند که اجرای موفقیت آمیز نمایش عروسکی باعث می شود که هرگز اپرای زنده شکل نگرفته و مردم این خلاء را به حساب نیاورند. ولی من عکس این نظر در تصورم بوده و هست.
به هر حال ، وقتی اثر بعدی ( مکبث ) در مرحله اجراء قرار گرفت ؛ نیازمند نوشتن یک اثر اپرایی بود . به نحوی که آهنگسازی شده و یک خواننده آن را بخواند. و در واقع نیازمند هزینه گزافی بود . مدت ها تمام دغدغه من آن بود مبادا گروهی که تازه شکل یافته است به یکباره از بین برود. لذا یکی از اپراهایی که به شدت به آن علاقه مند بودم ؛ اپرای مکبث بود که هزینه اولیه آن شامل خریداری یک CD با کیفیت خوب بود که اینچنین تنها یک هزارم بودجه لازم را پرداختیم تا نمایش به صحنه آمده و اپرای عروسکی مکبث شکل بگیرد.اینچنین با حداقل هزینه ؛ مکبث را به صحنه آوردیم و این موضوع ، زمینه ای را فراهم آورد که من روی متون تعزیه نیز کار کنم و به مسئولان هنری وزارت ارشاد پیشنهاد نمایم که دوباره این حرکت، ضمن در برگیری مضمون عاشورا، احیاء گردد.

پیشنهاد من پذیرفته شد و اینچنین من به چندین هدف خود دست یافتم :معاصر سازی تعزیه ؛ نشان دادن پدیده ای به بیننده آشنا به سینما و زبان روز فرهنگ بصری که او را هیجان زده نماید ؛ و اینکه با تحقیق روی متون و انتخاب متون اصلح و یافتن یک خط ارتباطی میان آن ها که همان مرثیه محتشم کاشانی بود ؛ نشان داد که مضامین مذهبی را نیز همانند مضامین ملی مانند " رستم و سهراب " و مضامین تراژدی نظیر " مکبث " به چنین شیوه ای می توان بر روی صحنه برد و به سه شکل نشان دادیم که این زبان ؛ زبانی توانمند است. بطوری که در " اپرای مولوی " تمام تلاشم بر این بوده است که بگویم نمایش عروسکی ؛ توانایی بیان مضامین عرفانی را نیز دارد ؛ همانطور که می تواند در خدمت چهار وجه اسطوره های ملی ، بیان آثار فاخر دراماتیک جهان و باورهای مذهبی و عرفانی قرا ر گیرد. پیش از این نیز با پیشینه ای که در تئاتر عروسکی کودکان داشته ام ؛ نشان داده ام که نمایش عروسکی ؛ یک پدیده مؤثر است.
ادامه دارد...
مشاهده بخش دوم گفتگو با استاد بهروز غریب پور
تاریخ آپلود : 07/01/2010
مطالعه بیشتر :
گالری عکس مکبث انجمن نمایشگران عروسکی
گالری عکس رستم وسهراب انجمن نمایشگران عروسکی
گالری عکس اپرای عاشورا انجمن نمایشگران عروسکی
© Copyright 2009/ Animationdata.com & Partners











