












بررسی طنز در ادبیات نمایشی معاصر ایران
نشست تخصصی حوزه هنری تبلیغات اسلامی " برنامه دگرخند "
گزارشگر : مریم ثابت قدم اصفهان
" دگر خند " نام نشست تخصصی است که به کوشش حوزه هنری تبلیغات اسلامی و به جهت بررسی و نقد آثار پژوهشی و تألیفی در حوزه طنز ، بر گزار می شود. دبیر این برنامه آقای رضا ساکی، نویسنده و روزنامه نگاری است که تجربه حرفه ای خود را در رادیو جوان و رادیو تهران دنبال می کند. به زعم آقای رضا ساکی رویکرد برنامه و اهداف آن طی جلساتی با حضور مدیر داخلی دفتر طنز آقای رضا گیلان پور و نیز مدیریت اجرایی دفتر طنز آقای ناصر فیض مشخص می گردد .
روز سه شنبه مورخ 20 بهمن 1388، سایت انیمیشن دیتا در یکی از نشست ها ی دگر خند شرکت کرد تا به گفتگوی صمیمانه ای که میان مهمانان هنرمند در عرصه تئاتر و سینما و همچنین شرکت کنندگان این برنامه گوش بسپارد و کوله باری از این تجربه شنیداری را در اختیار شما علاقه مند و مخاطب هنرمند عزیز قرار دهد.
مهمانان این برنامه آقای سروش صحت ( بازیگر و طنز پرداز در عرصه سینمایی) و همچنین حمید رضا آذرنگ ( کارگردان و نمایشنامه نویس در عرصه تئاتر ) بودند. که البته آقای آذرنگ در این جلسه حضور نداشتند. با این وجود طی گفتگویی تلفنی سایت انیمیشن دیتا توانست با ایشان در این مورد به صحبت بپردازد.متن گفتگو

رضا ساکی : این ماه به دلیل اتمام جشنواره فجر ، موضوع برنامه را به طنز مکتوب و اقتباس ادبی اختصاص داده ایم. آقای صحت ؛ شما به عنوان هنرمندی با تجربه در عرصه سینما که در طنز مکتوب نیز دست به قلم هستید ؛ در این مورد چه می اندیشید؟
سروش صحت : فکر می کنم که در عرصه رسانه ، از جمله رادیو ، تلوزیون ، سینما ، تئاتر ، روزنامه و مجلات ، هر نوع فعالیتی که صورت گرفته و انتشار می یابد ؛ برای مخاطب است. در حقیقت ، گام نخست ما باید شناخت مخاطب باشد. تا دریابیم برای چه کسی و برای چه گروه از مخاطبان خود فعالیت می کنیم. سرودن شعر برای دل خود از سرودن شعر برای رسانه ای نظیر گل آقا امری متفاوت است ؛ زیرا گل آقا در برگیرنده مقتضیاتی است که باید در کار مورد توجه قرار گیرند. در عین حال ؛ باید بکوشیم که کارمان را در جهت سلیقه همه افراد جامعه سمت و سو دهیم. بدون شک ، ارائه نمایشها و مورد پسند قرار گرفتن آن ها از سوی روشنفکران و منقدان جامعه ، امری مطلوب تلقی می گردد ؛ اما باید بدانیم خلق این آثار نه فقط به قشر روشنفکر و نه فقط به قشر عموم مردم اختصاص می یابد. یعنی نه به خاص پسندی آن اکتفا کنیم و نه به عوام پسندی آن.
بعلاوه باید دریابیم که رمز موفقیت یا عدم موفقیت رسانه و افرادی که در عرصه طنز فعال بوده و هستند ؛ چیست؟ مثالی از همکاران خود نقل می کنم . برنامه " ساعت خوش " موجی نو و حرکت جدیدی را در تلوزیون ایجاد کرد. برخی از بازیگران این برنامه به چهره ای ماندگار مبدل شده و برخی نیز فراموش شدند. من گمان می کنم ؛ اگر به زمان قبل بازگردیم و یک بار دیگر این برنامه را مرور کنیم ؛ در می یابیم که برخی صحنه ها ضعیف بوده اند . با این وجود ، ساعت خوش برنامه ای بود که متناسب با زمان خود ؛ به موفقیت چشمگیری رسید. در واقع ، کسانی که توانستند همراه با مخاطب خود به روز شوند ؛ به موفقیت دست یافتند و کسانی که قادر نبودند پا به پای مخاطب همراه شده و با آنان ارتباط نزدیکی برقرار نمایند ؛ از صحنه موفقیت خارج شدند. برنامه " صبح جمعه با شما " از جمله برنامه های موفقی بود که نشنیدن این برنامه در یک روز جمعه امکان پذیر نبود ؛ اما امروزه اهمیت گوش سپردن به این برنامه از دست رفته است.
رضا ساکی : بسیار عالی است که مبحث مخاطب شناسی را مورد توجه قرار دادید. البته جای دارد که این پرسش را نیز مطرح نمایم که آیا سانسور بعنوان یک ممیزی باعث می شود که کمتر به سراغ آثار مکتوب برویم؟ و اصولاً به چه دلیل در آثار نمایشی خود کمتر به سراغ اقتباس رفته ایم؟ بطور مثال ؛ می توان به کتاب طنز " عطر سنبل ، عطر یاس " اشاره کرد. در این مورد نظرتان چیست؟
سروش صحت : بله . عطر سنبل ، عطر یاس از جمله آثار طنز معاصری است که بسیاری از مردم را با طنز آشتی داد ؛ حتی مردمی که طنز را نمی شناسند. این اثر را می توان به صورت یک مجموعه نمایشی سیزده قسمتی نیز مد نظر قرار داد. این کتاب با نگارش شیرین جزایری ، موضوع خانواده ای سنتی را بیان می کند که از ایران به آمریکا مهاجرت کرده اند ؛ حال آن که پدر خانواده می کوشد تا به سبک ایرانی در آمریکا زندگی کند. بطور کلی ، این کتاب ماجراهای شیرینی را رقم زده است که خوشبختانه در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت. اما در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که بسیاری از تهیه کنندگان با مد نظر قرار دادن تیتراژ 1500 جلدی یک کتاب و این تعداد خواننده ، گمان می کنند که موضوع آن نمی تواند در جمعیتی بالغ بر میلیونها نفر عنوان گردد. در حقیقت ، وجود محدودیت ها در جامعه است که سبب می گردد نتوان در عرصه سینما اقتباسی را بطور کامل انجام داد!
ولی امیدوارم که حقیقتاً بتوان سراغ چشمان بکری برویم که تاکنون به دلیل مشکلات موجود، آثار مکتوب ایشان در عرصه سینمایی مورد توجه قرار نگرفته است. خوب ، یکی از این آثار همین روایت عطر سنبل عطر یاس است . از مشکلات اساسی آنستکه تمام وقایع این داستان در آمریکا بازگو می شود و لذا نیازمند ضبط تمامی صحنه های فیلم در مکانی مشابه نظیر ترکیه هستیم. متعاقبا ًدومین مشکل ، عدم سرمایه و بودجه کافی در تولید اینگونه فیلم ها است.
رضا ساکی : آیا تاکنون خود در نوشتن مطالب خود ؛ اقتباسی از کارهای دیگران داشته اید؟
سروش صحت : مگر می شود یک اثر هنری دید و یا کتابی خواند و تأثیر نگرفت؟ بدون شک اگر بخواهیم غنای کار خود را افزایش دهیم ؛ باید بیشتر دقت کرده و بیشتر بخوانیم. در حقیقت ، من هر آنچه دارم از تمامی خواندنی هایم نشأت می یابد. اینجاست که حتی جنس شوخی های کتاب " دایی جان ناپلئون " را که بیش از هر کتاب دیگری بر من تأثیر گذار بوده است را هرگز فراموش نمی کنم.
زمانی می گفتند هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد ؛ البته با وجود انبوهی از کتابهای خوب و مفید ؛ حیف است که به کتابهای به اصطلاح بد روی آوریم. اما برای یک نویسنده ، حتی خواندن چیزهای بد نیز می تواند کمک شایانی باشد. یک نویسنده باید فضول ، هیز ، تیز و به شدت خاله زنک باشد ؛ او حتی باید به تمام نکات ظریف اجتماعی و به اصطلاحات کوچه بازاری نیز آشنا باشد ؛ زیرا اینهاست که ابزار کار یک نویسنده را تشکیل می دهند.
یک آقای شرکت کننده _ بازیگر تئاتر : من بطور کلی با سیستم طنز در ایران مشکل دارم. گاهی شاهد اثر ها و کمدی های خوب و شاخصی نظیر "اجاره نشین ها "و یا "مهمان مامان "در عرصه سینما هستیم . اما اکنون شاهد اثرهایی با کیفیت پایین هستیم که عرصه مخاطب شناسی را به زیر سئوال برده است. یعنی تا این اندازه سطح سلیقه مردم پایین آمده که چنین فیلمی در ایران میلیاردها فروش داشته است؟
رضا ساکی : من در رادویی مشغول به فعالیت هستم که تنها 8% بر مخاطب تأثیر گذار بوده است. حال آیا وظیفه ما است که سطح مخاطب را با طنز افزایش دهیم؟ ایکاش به جای انتقاد بر کارگردانان اینگونه فیلمها، از مخاطب بپرسیم که چرا اکنون این فیلم، اینچنین مورد توجه او است. زیرا با وجود پنج میلیون مخاطب موجود برای اینگونه فیلمها ، دیگر نمی توان نوع سلیقه و یا نگرش این تعداد مخاطب را زیر سئوال برد.
یک خانم شرکت کننده – روزنامه نگار : برای تکمیل گفته های دوستان شاید بهتر باشد این مبحث را مطرح کنیم که چگونه مخاطب به اینگونه سطح سلیقه رسیده است؟ زیرا ما یک مخاطب داریم که در آن زمان از اجاره نشین ها با آن طنز قوی استقبال می کند ؛ و در زمان حاضر با مخاطبی روبرو هستیم که از فیلم های طنزی استقبال می کند که به گمان ،طنز خوبی نیست. به نظر می رسد که همین چیزهایی که در ایران نوشته و تولید شده اند ؛ سلیقه مخاطب را شکل داده اند. این مبحث حتی در عرصه ادبیات نیز مطرح می گردد. بطوری که به زعم کارشناسان، داستانهای نگاشته شده اند که سطح سلیقه مخاطب را تعیین می کنند. لذا می توان گفت که شاید در یک دهه اخیر ؛ شاهد طنزهایی با چنان کیفیت ضعیفی بوده ایم که به مرور ، ضعف سلیقه مخاطب را رقم زده است. این درحالی است که من نیز همانند همسایه خود تمایل به انتخاب گزینه در عرصه نمایش دارم.
سروش صحت : شما در تکمیل صحبتهای دوستان به نکات خوبی اشاره کردید. تمام این صحبت ها درست است. نکته ای که باید به آن اشاره کرد آنست که در تمام دنیا وضع به همین گونه است. ما از یک ادبیات عام و یک ادبیات خاص برخورداریم. بطوری که حتی آثاری که در حوزه ادبیات و سینما ی عام پسندانه هالیوود نیز عرضه شده اند ؛ با فروش میلیونی و میلیاردی روبرو بوده اند. گاهی نیز با آثاری روبرو بوده ایم که نظر هم عوام و هم خواص را به خود جلب کرده و لذا یک پدیده را شکل داده است . حقیقت آن است که باید هوای هر اثری را داشت و نه اینکه آنرا بطور کلی حذف کرد. زیرا قشرهای مختلف فرهنگی و اجتماعی نیازمند خوراک های متنوع هستند.
مطلب مرتبط :
گفتگو سایت انیمیشن دیتا با استاد حمیدرضا آذرنگ
تاریخ آپلود : 13/02/2010
© Copyright 2010/ Animationdata.com & Partners
عناوین مطالب











