






بررسی طنز در ادبیات نمایشی معاصر ایران
گفتگو سایت انیمیشن دیتا با استاد حمیدرضا آذرنگ
گزارشگر : مریم ثابت قدم اصفهان
در پی نشست تخصصی دگر خند که در حوزه هنری تبلیغات اسلامی و به هدف بررسی طنز و اقتباس ادبی تشکیل شد؛ از آنجا که استاد حمید رضا آذرنگ در این نشست حاضر نبودند ؛ سایت انیمیشن دیتا تصمیم گرفت ضمن گفتگوی تلفنی با ایشان ، نظریاتشان در این مورد را جویا شود.
مریم ثابت قدم :با سلام. لطفاً به اجمال در مورد فعالیت حرفه ای خود بگویید.
حمید رضا آذرنگ :در سال 1367 شرکت در جشنواره دانش آموزی اردوگاه میرزا کوچک خان رامسر ، و دریافت جایزه نقش دوم بازیگری ، مرا بر آن وا داشت که به طور مصمم تری این حرفه را دنبال کنم. لذا سال 1370 از اندیمشک به تهران آمده و در رشته بازیگری و سپس نویسندگی و کارگردانی مشغول به فعالیت شدم. در سالهای اخیر نیز کارهای مشترکی با نیما دهقان عزیز داشته ام. به طوری که اثر اخیر ( خنکای ختم خاطره _ لازم به ذکر است که این اثر نمایشی در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر فجر ؛ در بخش مسابقه بین الملل ، پنج جایزه را به خود اختصاص داد ) با نویسندگی من و کارگردانی ایشان همراه بوده است.
ثابت قدم :تعریف شما از طنز چیست و اصولاً طنز از چه جایگاهی در ادبیات نمایشی برخوردار است؟
حمید رضاآذرنگ :طنز از واژه طنازی اتخاذ شده و به گزش همراه با لذت اطلاق می گردد که با درک و تعمق عجین باشد و آنرا از کمدی متمایز سازد. به نظر من ، یکی از تأثیر گزارترین نمایشها در قالب طنز بیان می شود .
ثابت قدم :یکی از عمده ترین مسائلی که در ادبیات نمایشی عنوان می شود ؛ شناخت مخاطب است. نظر شما در اینباره چیست؟
حمید رضا آذرنگ :متأسفم که بگویم برخی دوستان در کاهش ذائقه مخاطب ، بیشترین سهم را داشته و دارند. به ویژه در ادبیات فیلم نامه نویسی کنونی، نه تنها ارتقائی در سطح سلیقه مخاطب حاصل نشده ؛ بلکه بطور مداوم شاهد تنزل بخشی آن نیز بوده ایم. بطوری که به نظر من دیگر واژه طنز جایگاهی در ادبیات نمایشی ما ندارد ؛ زیرا ما تنها به خنداندن صرف مخاطب می اندیشیم ؛ بدون اینکه عمق مفهوم طنز را مورد توجه قرار دهیم. این درد جامعه ای است که هنرمندان آن ، مخاطب شناسی را به عکس تعبیر می کنند. گویی تعبیرشان آنست که چگونه مخاطب خود را در قالب طنز هر چه بیشتر بخندانند؟ ؛ حال آنکه تعبیر حقیقی مخاطب شناسی آن است که به گنجایش درک مخاطب خود آگاه بوده و رسالت یک هنرمند را که از زوایای مختلف سعی در القاء و تفهیم مفاهیم ارزنده داشته و بعلاوه در صدد برقراری ارتباط نزدیک با مخاطب خود است را مد نظر قرار دهیم.
ثابت قدم :شما بعنوان یک نمایشنامه نویس در عرصه تئاتر کشور ، فکر می کنید چرا طنز همپای با گسترش هنرنمایشی ، حرکت نکرد و حتی در سالهای اخیر نتوانست با قشر روشنفکر و تحصیل کرده جامعه ارتباط نزدیک و دو جانبه ای برقرار سازد؟
حمید رضا آذرنگ : زمانی که تاریخ ادبیات نمایشی را مرور می کنیم ؛ در می یابیم که طی سالیان طولانی و ضمن وقوع رویدادهای اجتماعی و فرهنگی در کشور ، به غلط از واژه طنز برای سرگرمی جامعه استفاده های مکرر شده است. در زمان کنونی نیز گویی سعی بر آن است واژه طنز همانند یک تخلیه هیجانی نا مناسب به مخاطب القاء شود که به هیچ وجه در خور رسالت طنز و ادبیات دراماتیک نیست. حال آنکه ادبیات دراماتیک می کوشد ذهن مخاطب خود را به چالش کشد. اینچنین است که سینمای امروز ، به جای طنز ، کمدی نازل و کم اهمیتی را رقم زده که هیچ تلاشی به جهت ارتقاء کیفیت طنز نمی کند. خوشبختانه در صحنه نمایش تئاتر اینگونه نیست و هنوز در آن کسانی هستند که پرچم دار ادبیات و طنز بوده و رسالت گسترش آن را بر دوش کشند. اما مگر در اجرای سی روزه چه تعداد مخاطب را می توان با مفهوم واقعی طنز آشنا نمود؟ مسلماً این تعداد بسیار قلیل و اندک اند.
ثابت قدم :یکی از موفقیت های عرصه نمایش اقتباس از آثار برگزیده و فاخر ملی است. در ایران نیز آثاری از عبید زاکانی و یا سایر ادبا وجود دارد که هنوز در عرصه نمایش ظاهر نشده اند. دلیل آن چیست؟
حمید رضا آذرنگ :من صرفاً به اقتباس یک اثر ادبی معتقد نیستم. بلکه گمان می کنم یک اثر ادبی باید از قابلیت های دراماتیک شدن نیز برخوردار باشد. عبید زاکانی و سایر ادیبان دیگری که در تاریخ ادبیات ایران حضور داشته اند ؛ مسلماً آثار بسیار دلنشینی را برجان نهاده اند. اما پرسش اینجاست که آیا همه این آثار از این قابلیت برخوردارند و آیا تاکنون تلاش کرده ایم تا این آثار را به ادبیات نمایشی مبدل کنیم؟ متاسفانه تلاش های معدودی صورت گرفته است . زمانی ما باید به سمت اقتباس پیش برویم که پیاله نمایش های ما مملو از آثاری باشد که دربرگیرنده حجم گسترده ای از اندیشه و تفکر جامعه امروز ایران و جهان است. اما مگر با چنین حجم گسترده ای از اندیشه جهانی کاری برای ادبیات نمایشی کرده ایم؟
ثابت قدم :برنامه های طنز کنونی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
حمید رضا آذرنگ :یک زمانی بود که ما در فقدان برنامه های طنز ، برنامه ای نظیر " مثل آباد " را داشتیم. زیرا تنها دو شبکه سراسری موجود بود که تنوع لازم را در برنامه های خود نداشت. اما امروز شاهد انبوه تله فیلم ها هستیم. با این وجود به نظر می رسد که ما پیشتازانه به سمت کمیت گرایی بوده و هیچ گونه اعتنایی به کیفیت مطلوب و القاء مفاهیم ارزشمند به مخاطب نداریم. در این میان شاهد برنامه هایی به ظاهر در قالب طنز نیز هستیم که به القاء واژه های نا صحیح می پردازند تا بلکه انبساط خاطری را بواسطه آن ایجاد کنند. حقیقتا ً از شب های برره چه آموختیم جز بیان عبارات و واژه های شرم آوری که پیش از این حتی در ادبیات و فرهنگ ایرانی نیز سراغ نداشتیم ! و اینچنین واژه هایی نظیر " اخ تف " را به فرزندانمان القاء کردیم که تا مدت های بسیار بیان آنها در کوچه ها و خیابانهای شهرمان رواج داشت.
ثابت قدم :این در حالی است که طنز از یک مفهوم عمیق و ژرفی برخوردار است ؛ که اگرچه می تواند لحظات خوشی را برای مخاطب به ارمغان بیاورد ؛ معهذا باید از یک رویکرد فرهنگی ، تربیتی و آموزشی نیز برخوردار باشد . فکر می کنید تأثیر پذیری از نمایشهای مطرح اروپایی می تواند در رفع این مشکل ما را یاری رساند؟
حمید رضا آذرنگ :ما همواره پیش از آنکه نیاز به یک رویکرد را احساس کنیم ؛ آن را ایجاد می کنیم. فرضاً پیش از آنکه احساس نیاز به تکنولوژی را در خود پرورش داده و با اندیشه خود بدان دست یابیم ؛ آنرا که حاصل از نیاز ملیت های دیگر بوده است در ایران وارد کرده و تنها شیوه بکارگیری آنرا فرا می گیریم.اما چه میزان سعی کرده ایم تا ایرانیزه شدن آثار کاربردی خود را به نتیجه برسانیم؟فکر می کنم که ما هنوز دین خود را نسبت به نمایش و ادبیات دارماتیک ایران و به ویژه طنز ادا نکرده ایم و تنها به سمتی پرتاب شده ایم که غرب در حال پیش روی است. بدون آنکه دریابیم اروپا چه سیر اندیشه و چه مراحل تاریخی را پشت سر نهاده است. بطوری که آنقدر بر این گذشته صحه گذاشته که اکنون آثاری که بعد از جنگ جهانی اول و دوم در قالب تراژدی و طنز ساخته شده اند ؛ ما را متحیر می سازد.در عین حال از بنیه قدرتمند گذشته خود نیز غافل هستیم ؛ وگرنه می توانستیم انبوهی از آثار برگرفته از این گذشته را تولید کنیم. گرچه در این میان افرادی نظیر علی حاتمی بسیار تلاش کردند. اما مگر چند علی حاتمی دیگر تا این اندازه دلسوز هستند؟
ثابت قدم :گاهی اوقات به دلیل شرایط اجتماعی قادر به فضا سازی کامل در هنگام اقتباس از یک اثر نیستیم. فکر می کنید در اینگونه شرایط می توان طنز را در قالب نمایشهای عروسکی و یا انیمیشن در معرض نمایش قرار داد؟
حمید رضا آذرنگ :بدون شک. با وجود اینهمه حجم سوژه و مفهومی که موجود است ؛ چه فرقی می کند چگونه و در چه قالبی آنرا به مخاطب القاء نمود. اتفاقاً این از جمله رسالت های یک هنرمند است که راهکار القاء و ارائه مفاهیم و اندیشه اش را بیابد. گاهی پیش می آید که نمی توان اثری را در قالب شخصیت پردازی تولید نمود ؛ اینگونه می توان بدون هیچ محدودیتی آنرا در قالب عروسک و یا حتی انیمیشن ارائه داد.
مطلب مرتبط :
نشست تخصصی دگر خند با موضوعیت طنز و اقتباس در ادبیات نمایشی
تاریخ آپلود : 13/02/2010
© Copyright 2010/ Animationdata.com & Partners











