












سفري به لانه خرگوش همراه با Ken Ralston
مترجم : یگانه منافی زاده
به سفارش سایت انیمیشن دیتا
حقوق این مقاله برای سایت انیمیشن دیتا محفوظ است

برای بزرگنمایی سر ملکه سرخ و ارایه کیفیت نمایش بالاتر از دوربین Dulsa استفاده میشود. حقوق تمام تصاویربرای شرکت دیزنی محفوظ است.
آلیس در سرزمین عجایب آخرین کودک ازرویای وهمآلود تیم بورتون(Tim Burton) است که به لطف کن رالستون (Ken Ralston )و گروهش درشرکت Sony Pictures Imageworks ،توانست فیلم ترکیبی ( Hybrid film ) را به جایگاه جدیدتری سوق دهد.
سرپرست ارشد جلوههای ویژه این فیلم به ما میگوید که کار با پرده سبز، انیمیشن و دیگرترفندهای دیجیتالی برای ایجاد یک ترکیب جدید چگونه بوده است.
Bill Desowitz : آیا شما هنوز معتقدید که" آلیس" شبیه به فیلم چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت "Who Framed Rager Rabbit " ساخته شده است؟
Ken Ralston: بله این تنها فیلمی است که میتوانم آن را از لحاظ ایجاد دنیایی مملو از فناوریها ، انیمیشنها ، معیارها و دیگر عواملی که آن را باور کردنی میسازد با " چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت " مقایسه کنم. به نظر میرسد که کار در آلیس مشکلتر باشد ؛اما درست شبیه آن چیزی است که در آن فیلم انجام شد.
آیا گروه و تهیه کننده به شما این اعتماد را داشتند تا آنها را در درک چگونگی پایان فیلم یاری کنید؟
البته.خوشحالم که این کار انجام شد. داشتن چنین حس اعتمادی بسیار خوشایند بود؛ زیرا چیزی پیش روی آنها بود که گاهی انجام آن غیر ممکن به نظر میرسید. گاهی اوقات به نظر میرسید که این کار به من واگذار شده است. اما فیلمبرداری واقعاً دیوانه کننده بود؛ به ویژه با سرعتی که ما پیش میرفتیم و تصمیماتی را به سرعت اتخاذ می کردیم، مورد توجه من بود. شما در مراحل آتی نیز تمام این لحظات را تجربه میکنید، به ویژه در دنیای CG (گرافیک کامپیوتری) که در هر پروژه انیمیشنی وجود دارد، زمان به کندی می گذرد. وقتی این لحظهها را پشت سر میگذارید، تماسهای تلفنی شروع میشود و مجبور هستید که آنها را آرام کنید و از آنها بخواهید که به شما ایمان داشته باشند.
این برای تیم بورتون نیز واقعاً هیجان انگیز بود. او هر روز با انیماتورها سرو کار داشت و شاهد هر آنچه که انجام میدادیم بود. در این پروژه ما روابط بسیار نزدیکی با یکدیگر داشتیم.این برای من یک تجربه هیجانانگیز بود: من همگام با بینش ونگرش او، حرکتهای خلاقانهای در حرکت دادن اشیا ء ، نورپردازی و همچنین خلق محیط داشتم.

وقتی محیطها تکمیل میشوند از کار در آوردن شخصیتهای کارتونی الزامی است.
بزرگترین موانعی که بر سر راه فیلمهای ترکیبی قرار دارند چیست؟
فکر میکنم میزان جذابیت دربه کارگیری عناصر پرده سبز ، بازیکنان و یافتن راهی برای قرار دادن این عناصر در محیط به گونهای که باعث جذابیت بیشتر شود ؛ از جمله چالشهای این مسیر است .همچنین تمامی عناصر طراحی که در صحنههای فیلمبرداری با آن سرو کارداریم باید از میزان قابل باور بودن بالایی برخوردار باشند. اما پس از مدتی آنها رافراموش میکنید و دیری نمیپاید که ثبات بیشتری را احساس می کنید.
استمرار در این نوع نگرش همه این عوامل را به کار میگیرد. برای من این یک مانع بود،زیرا غلبه بر این موانع ؛ ترفندهای گوناگونی را میطلبد و این تنها یک موضوع نیست. تعداد زیادی از افراد مستعد وجود دارند که تمامی این ترفندها را نمایش میدهند و در جستجوی آن هستند.
آیا تا به حال برای ساخت چنین پروژهای در سونی تلاشکردهاید؟
من تا به حال کاری مانند این را انجام ندادهام؛ این واقعاً معجونی از ترفندها است که اساساً از سر تصادف وارد پروژه نشده ؛بلکه همهچیز به طور خاص طراحی شده است. ما از زمانی که کاراکترهای مختلف را تعریف کرده و با ورود بعضی از هنر پیشه ها درصدد افزایش جذابیت شان در صحنههای فیلمبرداری بودیم؛ ترکیب آنها در دنیای CG را رقم می زدیم.در حقیقت با شخصیتهای انیمیشنی که ما داشتیم، گویی بر لبه تیغ قدم برمیداشتیم. ما باید این حس را به وجود میآوردیم که همهچیز در آن ِ واحد در حال وقوع است.

بزرگنمایی چشمان جانی دپ نگاه دلقک را عمق بخشیده است.
شما طبقهبندی عالی از شخصیتهای انیمیشنی از جمله خرگوش سفید، گربه، هزارپای آبی، خرس قطبی در بند،اژدها داشتید.چه چیز عاملی برای کارتونی شدن یا کارتونی نشدن آنها شد؟
این معامله بزرگی بود. قیافه مهم بود.به فیلم نگاهی بیاندازید. وقتی که ما کار با دیوید اسكاب( David Schaub) به عنوان سرپرست انیمیشنی را آغاز کردیم، المانهای کارتونی زیبایی را ایجاد کردیم و پیش روی تیم بورتون قرار دادیم. در آن زمان همه چیز روبه راه بود.این میتوانست عالی باشد. سپس ما خلق محیط اطراف را آغاز کردیم. سپس فیلمبرداری آغاز شد. البته که فیلم درگیرواقعیت متفاوتی میشد؛ به طوری که آن را در راستای موجودیتش پیش میبرد. درفیلمبرداری احساس میکردی که همه چیز اندکی متفاوت است. حتی درانتها اگرچه عناصر کارتونی زیبایی به خصوص در مورد شخصیت " مارچ هر "( March Hare) وجود داشت ؛اما بسیاری از آنها بیشاز آن چه که تصور میکردیم مورد بی توجهی قرار گرفت. این چگونگی تکامل آن بود. من فکر میکنم شخصیت دورماوس(Dormouse) خیلی زود از کار در آمد. اما یافتن شخصیت گربه برای تیم بسیار پیچیده بود. شخصیتسازی خرگوش سفید نیز یکی از آن شخصیتهای پیچیده بود. ما باید دقیقاً سبک اخلاق و نحوه رفتار او با دیگر شخصیتهای اطرافش را می یافتیم . اژدها جذاب بود: من و تیم بورتون پا به پای هم جلو رفتیم و هم عقیده بودیم. تیم بورتون گفت یک هیولا مانند فیلم هری هاسن بسازیم؛ من هم گفتم :"البته متشکرم " و آن را انجام دادم. به همین دلیل در فیلم بیش از آن چه که یک طراحی اصلی انجام شود ؛ جایگاه انسانی در نظر گرفته شده است.
تمام فیلم در مورد تناسب ( Scale ) و چشمانداز ( Perspective ) است. این برای شما چگونه بود؟
ما میخواستیم به اهمیت این حقیقت اشاره کنیم که چه زمانی آلیس وارد این دنیا شده و اندازهاش تغییر میکند و چگونگی ارتباط او با این شخصیتها را قابل باور سازیم. برادران دوقلوی توییدلس(Tweedles) نیمه کارتونی هستند؛ نیمی از صورت مت لوکاس(Matt Lucas) در چهره آنها منعکس است. فکر میکنید برای انجام این کار چه باید می کردیم؟ من فیلمبرداری آن را دوست داشتم. برای حفظ انرژی میان تمام هنرپیشگان مان ،هیچ گاه به فیلمبرداری جداگانه از عناصر نپرداختیم . من از تفکیک در فیلمبرداری متنفرم.
صفحه1 صفحه2 عناوین مطالب











