












نشست نخست اسطوره و نقد اسطوره ای در هنر و ادبیات- فرهنگستان هنر
بررسی مفهوم اسطوره و تاریخچه اسطوره پژوهشی با نگاهی به کارکرد اسطوره در فرهنگ و هنر ایران
سخنران :
دکتر بهار مختاریان
عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان

در جهان تمام پدیده های بشری و طبیعی ، اسطوره ای تعریف شده اند که نشان می دهد که این یک مقوله بسیار عام بوده است. از همان آغاز در یونان ، نخستین آرای نقادانه در خصوص اسطوره را می توان نزد فلاسفه پیش سقراطی به دست آورد . البته این بدین معنی نیست که تفکر آنان خالی از اندیشه اسطوره ای بود ؛ بلکه بدین معنا است که آنان نظریه هایی انتقادی درباره اسطوره ارائه کردند. سقراط بیش از همه در پی ارئه تفسیری تمثیل گرایانه بود . اما افلاطون به خاطر رفتار وقیحانه و بوالهوسانه ایزدان در هومر و هزیود ، باور چندانی به این داستان ها نداشت و با این شیوه بویژه با سقراط که سعی در تفسیر تمثیلی اسطوره داشت و در پی بنیادهای اخلاقی اساطیر هومری بود ؛ در افتاد. او اسطوره ها را طرحی دانست که داستانی درباره آن گفته می شود. در زمان او اسطوره ها آثار ادبی براساس داستانهای عامیانه بودند. این نگرش در تمام دوران هلنیستی و روم تسلط داشت و سرانجام مسیحیت آن را پذیرفت.
اوهمروس در قرن 3 قبل از میلاد نخستین کسی بود که دست به تفسیر اسطوره زد. او در واقع پایه گذار بنیادهای تاریخی و واقعی برای داستان های اسطوره ای بود . او تعریفی کلاسیک از اسطوره بیان نموده و شخصیت های اسطوره ای را بر بنیادهای پدیده های تاریخی و واقعیت های اجتماعی قرار داد. این باور تا قرن ها در اروپا مطرح بود . تصور اسطوره بعنوان داستان هایی ساختگی که در دل آنها رویداد های تاریخی و طبیعی نهفته اند ؛ موضوعی نبود که فراموش گردد و تا شکل گیری فلسفه مدرن همچنان ادامه یافت. فلاسفه نو افلاطونی نام ایزدان یونانی را بعنوان استعاره بکار می بردند و برداشتی تمثیلی از آنها داشتند و بعنوان قهرمانان آثار ادبی به آنها می نگریستند. در عصر رنسانس با بررسی تازه ای بر متون کهن و پی بردن به قدمت متون مصری نسبت به کتاب مقدس ، اسطوره ها بعنوان تاریخ مقدس مورد احترام قرار گرفتند.
جدایی واقعی علم و اسطوره برای نخستین بار در قرن های هفده و هجدهم در اروپا مطرح شد. بطوری که در قرن هجدهم جووانی باتیستاوی ، یکی از فلاسفه مطرح این دوران ، در اثری بنام علم نوین ، برای اولین بار دست به نگارش تفسیر دیگری از اسطوره زد که به تفسیر تمثیلی اهمروسی اطلاق می گردد و نوعی تحلیل گرایی تاریخی همراه با تمثیل گرایی است و علت آن امر ، توجه او نسبت به قانون است . در این میان ، ویکو نیز خاستگاه قانون و دگرگونی های تاریخی را در ذهن بشر بررسی کرد و با این کار روانشناسی تاریخی را بوجود آورد . برای او قانون درگیر اشکال مذهبی از جمله اسطوره است . قانون گذاران اولیه در واقع اسطوره ها و نمادها هستند که مراحل تاریخی را مشخص می کنند . به زعم ویکو هم تاریخ و هم مذهب مردم اولیه ، اسطوره ای است و هر دو برای گذار از شرایط بدوی به شرایط متمدن از سه مرحله می گذرند : بَغانگی ( ایزدی ) ، قهرمانی و انسانی که آن را بر سه نوع حکومت اشرافی ، استبدادی و دموکراسی منطبق می داند.
در این دوران از سویی ولتر ، یکی از فلاسفه خردگرا کوشید اسطوره را فاقد هرگونه جنبه علمی بداند. او معتقد به بی اعتبار بودن و خرافه ای بودن اسطوره ها بود. اما از سوی دیگر ، در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم ، رمانتیست ها اسطوره را موضوعی مقدس شناختند و آن را سرچشمه اصلی فرهنگ و فرایندی الهی معرفی کردند.یعنی به زعم ایشان انسان باید از این کثرت گذر کرده و به وحدانیت الهی دست می یافته است.
از قرن نوزدهم به این سو زبان شناسی دریچه جدیدی بر اسطوره شناسی گشود و به دلیل کشف زبان سانسکریت ، تحقیقات گسترده و کاملاً نوینی در زمینه اسطوره مهیا شد. ماکس مولر ، نماینده این تحقیقات است که به شباهت زبان سانسکریت و زبان کلاسیک لاتین پی برد. ولی متأسفانه رویکردهای آنان نسبت به اسطوره ، مبتنی بر نگرش های کلی با اصول جهان شمول نسبت به خاستگاه اسطوره است. لذا ماکس مولر ، اسطوره را نوعی عارضه زبانی می پندارد که بشر در زمان اولیه فرهنگی قادر به تعریف و نامگذاری دقیق پدیده ها نبوده است. اینچنین او اسطوره شناسی تطبیقی را بنیان نهاد و نخستین گفتمان علمی و تطبیقی دین را مطرح کرد.به زعم او یک چیز، نامهای بسیار می تواند داشته باشد و یا بالعکس ، یک نام می تواند بر اشیاء گوناگون نهاده شود. و ازاینرو همین امر سبب آشفتگی نام ها شده است . و از اینرو ایزدان گوناگون در یک چهره ذوب شده یا یکی تبدیل به چهره های گوناگون شده است.
با گسترش پژوهش های انسان شناسانه در این قرن ، اسطوره شناسی شکل دیگری به خود گرفت و نظریه های تازه ای به میدان آمدند که هر یک به نوعی در پی توضیح خاستگاه ، کارکرد و موضوع اسطوره بودند. نخستین انسان شناسان قرن نوزدهم به جهت گردآمدن اطلاعاتی از اقوام مختلف و مواد خام زیادی که این بار بیشتر از طریق مسیونرها به دست آمده بود ؛ کوشیدند بار دیگر به بررسی اسطوره از دیدگاه فرهنگی بپردازند. گستردگی مواد خام اولیه و شباهت بسیار این مواد اسطوره ای با هم ؛ انگیزه آنان شد تا این شباهت ها را با اصل جهان شمول توضیح دهند. در این زمانه ، نظریه هایی تحت تأثیر علوم طبیعی داروینی شکل گرفتند که در پی یافتن دلیل آغازین برای اسطوره و یافتن خاستگاه جهان شمول آن بودند.
نظریه های انسان شناسی قرن نوزدهم را معمولاً با دو مکتب تطور گرایی و اشاعه گرایی می شناسند. یکی از تأثیر گذارگذاران این حوزه جیمز فریزر است که با کتاب شاخه زرین مجموعه ای از اسطوره های اقوام مختلف را گرداوری کرد. فروید با خواندن این کتاب به اسطوره توجه کرد و نتیجه آن ، نوشتن کتاب " توتم و تابو " بود که در آن خاستگاه همه اسطوره ها و ادیان را به عقیده ادیپ رساند. یونگ این مسئله را به کهن الگوهای ناخودآگاه جمعی رساند. توین بی هم کوشید همان کاری را با تاریخ بکند که فریزر با اسطوره ها کرده بود. از این روست که گفته می شود اسطوره شناسی قرن بیستم مدیون فریزر است. موضوع کتاب شاخه زرین ، ایزدی است که می میرد و از نو زنده می شود. در واقع هسته نظری او بررسی ایزد گیاهی است که بر اساس سه شخصیت اسطوره ای آدونیس ، آتیس و اوزیریس خاور نزدیک مورد تحقیق قرار گرفت و به مطالعات بعدی او در مورد شخصیت های اسطوره ای دیگر اقوام خصوصاً شمال اروپا و اسکاندیناوی انجامید. فریزر در جلد پنجم این کتاب از ادونیس ، آتیس و اوزیریس بعنوان ایزدان میرنده و باز زنده شونده خاور نزدیک یاد کرده و جلد ششم را با بررسی اسطوره دیونوسیس و اسطوره بالدار زیبا و دیگر ایزدان به پایان می برد.
تأثیر فریزر با حضور مالینوفسکی و رادکلیف براون در قرن بیستم کم رنگ شد . مالینوفسکی بر این باور است که انسان های ابتدایی در پی تسلط بر طبیعت اند و نه به دنبال تعریف آن. به گمان او ، آنها علم را برای جهان فیزیکی بکار می بردند و جایی که علم کافی نبود به جادو پناه می بردند و جایی که جادو کارگر نبود به اسطوره روی می آوردند . برای او، اسطوره چیزی معطوف به آغاز و منشاء است. به زعم او اسطوره در ثبات بخشی آیین ها ، مراسم و شکل گیری نهادهای اجتماعی مؤثر است و به این ترتیب آیین را مقدم بر اسطوره می داند.
قابل ذکر است که تأثیر فریزر بر الیاده و کمپل همچنان در قرن بیستم باقی ماند . معیار الیاده برای اسطوره اینست که یک داستان، شاهکاری چنان استثنایی را به موضوع خود نسبت دهد که موضوع را تبدیل به شخصیتی فوق انسانی کند.
اسطوره توضیح می دهد که چگونه در زمان " مقدس" آغازین ، خدا یا موجودی خداگونه پدیده ای را آفریده است که هنوز وجود دارد. آن پدیده می تواند اجتماعی یا طبیعی باشد . به نظر او حاصل نهایی اسطوره یک تجربه است. مواجهه با پرودگار. هیچ نظریه اسطوره ای نمی تواند بیش از نظریه الیاده ریشه در دین داشته باشد.











